پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۳۲

ای شاه جهانگیر جهاندار جهانجوی

عید است و لب یار و لب جام و لب جوی

از درد و غمان جان و روان تورها یافت

تو ز انده و اندیشه بیاسای و روان جوی

در شدت همی باد بهار آید گه گاه

بر باد بهاری بستان باده خوشبوی

گه گوی همی باز و گهی صید همی کن

ای تیغ تو چوگان و سر دشمن تو گوی

شمشیر تو چون روی و دل خصم بسوزد

گر خصم تو باشد بمثل زاهن و از روی

چندانت بقا باد بشاهی که تو خواهی

بدخواه تو از بیم تو بگدازد چون موی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۴ای همه رادی و راستی و درستی
  2. شمارهٔ ۱۳۵ای پادشاه عالم بایسته پادشائی
  3. شمارهٔ ۱۳۶شاه زمینی و پادشاه زمانی
  4. شمارهٔ ۱۳۷خدایگانا کار جهان شناخته‌ای
  5. شمارهٔ ۱۳۸به پیروزی شدی شاها که بازآیی به پیروزی
  6. شمارهٔ ۱۳۹خداوندا تن خصمان برنج اندر بفرسودی
  7. شمارهٔ ۱۴۰ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی
  8. شمارهٔ ۱۴۱ای طبع تو سرشته ز رادی و راستی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.