پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۳۱

ای گشته یادگار ز کردار تو شهی

دیدار تو مبارک و گفتار تو بهی

از هر بهی بهی تو و بر هر سری سری

از هر مهی مهی تو و بر هر شهی شهی

یا دادنست و یا ستدن کار تو مدام

گاهی جهان ستانی و گاهی عطا دهی

از چشم خصم چشمه خون سر بر آورد

چون دست را بدسته شمشیر بر نهی

با هیبت تو کوهی کاهی شود ولیک

با دولت تو خاری سروی شود سهی

گر پیشت اندر آید دریا بروز جنگ

با اسب و با سلاح ز دریا برون جهی

امسال هست بار خدایا رهیت را

خانه ز دانه خالی و میدان ز می تهی

جانم بسوختند و زان بر فروختند

سیمم بکار گل شد از این هم تو آگهی

کار رهی بساز که دائم تو ساختی

از غله و نبید بده بهره رهی

تا چون رخ صنم بود اندر بهار گل

تا چون رخ شمن بود اندر خزان بهی

بادا رخ عدوی تو همچون بهی ز غم

روی تو باد همچو گل از شادی و بهی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۳خدایا بر جهانم کام و فرمان روان دادی
  2. شمارهٔ ۱۳۴ای همه رادی و راستی و درستی
  3. شمارهٔ ۱۳۵ای پادشاه عالم بایسته پادشائی
  4. شمارهٔ ۱۳۶شاه زمینی و پادشاه زمانی
  5. شمارهٔ ۱۳۷خدایگانا کار جهان شناخته‌ای
  6. شمارهٔ ۱۳۸به پیروزی شدی شاها که بازآیی به پیروزی
  7. شمارهٔ ۱۳۹خداوندا تن خصمان برنج اندر بفرسودی
  8. شمارهٔ ۱۴۰ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.