پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۰

ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی

گل رفت و لاله رفت و ترنج آمد و بهی

از دست لاله رویان گل بوی و می ستان

بفزای بر ترنج و بهی رامش و بهی

داد تو روزگار ز دولت همی دهد

تو داد روزگار بخوشی همی دهی

کردی ز نام نیک همه شهرها ملا

کردی ز زر و سیم همه گنجها تهی

راه نشاط گیرد و از غم رها شود

آنکس که کمترین رهیت را شود رهی

آن از میان آهن و پولاد سر نهد

گر دست خود به آهن پولاد بر نهی

کارت همیشه بخشش و بخشایش است از آنک

از راز روزگار فرومایه آگهی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۲ای سر رادان و راستان بدرستی
  2. شمارهٔ ۱۴۳همی گذشت بکوی اندرون بت مشکوی
  3. شمارهٔ ۱۴۴دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای
  4. شمارهٔ ۱۴۵ای آفتاب شاهان شاهی و بی قرینی
  5. شمارهٔ ۱۴۶کجائی تو این راحت جان کجائی
  6. شمارهٔ ۱۴۷چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
  7. شمارهٔ ۱۴۸آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
  8. شمارهٔ ۱۴۹ای میر اگر تو قصد بخان حرم کنی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.