پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۴

دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای

تنم بغربت و دل با تو مانده اندر وای

بلای تن ز دلم هست کاشکی همه سال

تنم بنزد تو بودی و دل بدیگر جای

دعا کنم بخدای جهان همه شب و روز

مگر رسد بمن آن روی و موی شهر آرای

ز دود و تف دلم روی آسمان بنهفت

دعای من نرود زین سپس همی بخدای

مکوش بار خدایا بخون بنده خویش

که بندگان بفزایند جاه بار خدای

سرای من بتو آراسته است مالامال

که سرو کبک خرامی و ماه جنگ سرای

اگر تو نیز نیائی همی چه کمتر از آن

که چون پیام فرستی بمن که خیز و بیای

بجان بخرم پیوند مهر تو نه بدل

بسر بیایم نزدیک تو همی نه بپای

اگر ببینی بخشودنی ز من بجهان

اگر کسی را بخشودئی مرا بخشای

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۶کجائی تو این راحت جان کجائی
  2. شمارهٔ ۱۴۷چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
  3. شمارهٔ ۱۴۸آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
  4. شمارهٔ ۱۴۹ای میر اگر تو قصد بخان حرم کنی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.