پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۳

همی گذشت بکوی اندرون بت مشکوی

ز روی او شده جای نشاط و رامش کوی

جفا نمود و بمن روی باز کرد بخشم

ز خشم چون گل صد برگ برفروخته روی

برفت و ماند مرا دلفکار و زار بجای

ز دیده بر دو رخ از جوی خون گشاد آموی

رخم بزردی زر است و تن بزاری زار

دلم ز ناله چو نال است تن ز مویه چو موی

بعشق خوبان گر با تو دانش است مو رز

بگرد خوبان گر با تو مردمی است مپوی

ازین نداد خداوند مهر خوبان را

ز مردم آنکه خداوندشان نداده مجوی

هرآنکو گوی زنخدان نیکوان جوید

دلش همیشه بود همچو پیش چوگان گوی

اگر درست کند بخت نام و کنیت من

ببوسه داد دل خویشتن بخواهم از اوی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۵ای آفتاب شاهان شاهی و بی قرینی
  2. شمارهٔ ۱۴۶کجائی تو این راحت جان کجائی
  3. شمارهٔ ۱۴۷چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
  4. شمارهٔ ۱۴۸آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
  5. شمارهٔ ۱۴۹ای میر اگر تو قصد بخان حرم کنی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.