پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۷

شد از بهار خجسته سپاه برد شکسته

بر اوستاد موفق بهار باد خجسته

همیشه بادا دستش بدست ساغر و دسته

رخ ولیش شکفته دل عدوش شکسته

همیشه باد دل آن کفیده چون دل پسته

که دل ندارد با او بدوستاری بسته

همیشه همچو فرشته ز مرگ بادا رسته

که فعلش آن فرشته است و رسمش آن فرشته

رونده بادا دولت بدو چو باز بمسته

زمانه پیشش بر پای و او بتخت نشسته

ببزمش اندر بازار خوبرویان بسته

بباغ دولتش اندر درخت شادی رسته

ز تنش رنج رمیده ز جانش انده جسته

زمانه یارش با دو ستاره بادش جسته

به آب دولت بادا مدام رویش شسته

سر محبش سبز و تن عدویش خسته

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله
  2. شمارهٔ ۱۲۰ای جان بدسگالان جفت گداز کرده
  3. شمارهٔ ۱۲۱دلی دیدم بسی تیمار دیده
  4. شمارهٔ ۱۲۲شد پیر جهان و شد جوان باده
  5. شمارهٔ ۱۲۳ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه
  6. شمارهٔ ۱۲۴شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
  7. شمارهٔ ۱۲۵ای بگرد روز از شب قمر آورده
  8. شمارهٔ ۱۲۶بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.