پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۹

ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله

خصم تو روبهست و حسام تو بنگله

با خوی تو نه مشک بکار و نه غالیه

با روی تو نه شمع بکار و نه مشعله

شیرین حدیث شاهی و شیرین مناظره

نیکو خصال میری و نیکو معامله

بر کارهای شیر بتغافل همی زنی

بر کارهای خیر نداری تغافله

از بهر آنکه یکدله بخشی مرا عطا

گویم همه مدیح و ثنای تو یکدله

خشنود از آن شدند همه مردمان ز تو

کز دست تو همیشه درم را بود گله

از درد و رنج راه نپرداختی بمن

چون کردیم پرندوش از زلزله یله

تا لاجرم چنان شدم از آرزوی تو

کز هم همی ندانم سنبل ز سنبله

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دلی دیدم بسی تیمار دیده
  2. شمارهٔ ۱۲۲شد پیر جهان و شد جوان باده
  3. شمارهٔ ۱۲۳ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه
  4. شمارهٔ ۱۲۴شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
  5. شمارهٔ ۱۲۵ای بگرد روز از شب قمر آورده
  6. شمارهٔ ۱۲۶بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
  7. شمارهٔ ۱۲۷مشوش است دلم از کرشمه سلمی
  8. شمارهٔ ۱۲۸مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.