پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۲

آواره شد از مسکن و مأوا صنم من

از طعنهٔ بدگوی و ز بیغارهٔ دشمن

هم بسته زبانم من و هم خسته روانم من

هم سوخته جانم من و هم سوختهٔ خرمن

از فرقت آن عارض چون ماه به بستان

گریانم و نالانم چون ابر به بهمن

گریان گه و بی‌گاه برهمن ز غم بت

نالان گه و بی‌گاه بت از درد برهمن

بدگوی همی گوید هر روز یکی زور

بدخواه همی سازد هر روز یکی فن

گردن بفرازند همیشه به غم من

خون من دل‌سوخته‌شان باد به گردن

او روز و شب اندر دل من دارد مأوا

او سال و مه اندر تن من دارد مسکن

هر چند توانند برون کردنش از شهر

کردن نتوانند برونش ز دل من

هرچند به آهن نتوان بست دل من

دانم که دل من بتوان خست به آهن

هرگز ز دل من نشود دوستی او

گر من به خراسان بوم و دوست به ارمن

بت روی مرا بهره بلای سفر آمد

هنگام می روشن و وقت گل و گلشن

تیره شود از دود دل این دیدهٔ گریان

تیره کند ار گرد ره آن عارض روشن

خوار از پی آن است که آنجاست نگارم

زیرا که همه چیز بود خوار به معدن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کن
  2. شمارهٔ ۱۰۵بر گرد مه ز عنبر ما هم زده سماطین
  3. شمارهٔ ۱۰۶ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان
  4. شمارهٔ ۱۰۷ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
  5. شمارهٔ ۱۰۸آن کس که گشت ایران ویران بدست او
  6. شمارهٔ ۱۰۹خداوندا به پیروزی همه گیتی گشادی تو
  7. شمارهٔ ۱۱۰اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو
  8. شمارهٔ ۱۱۱امیرا بر همه میران خداوند و امیری تو
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.