پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۱

آرامش جان من آرام روان من

روشن بتو چشم من شادان بتو جان من

بالات چو تیر من مژگان چو سنان من

گیسو چو کمند من ابرو چو کمان من

بیهوده چرا داری ای سرو روان من

نومید چرا داری از وصل روان من

از بس که همی جویی از هجر زیان من

ریش است نهان من زار است عیان من

دانیم بهر حالی ای جان جهان من

من راز نهان تو تو راز نهان من

هستم ز دل آن تو هستی ز دل آن من

بل نیست زبان تو شیرین چو زبان من

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۳از یار بریدن بسزا وار گزیدن
  2. شمارهٔ ۱۰۴ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کن
  3. شمارهٔ ۱۰۵بر گرد مه ز عنبر ما هم زده سماطین
  4. شمارهٔ ۱۰۶ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان
  5. شمارهٔ ۱۰۷ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
  6. شمارهٔ ۱۰۸آن کس که گشت ایران ویران بدست او
  7. شمارهٔ ۱۰۹خداوندا به پیروزی همه گیتی گشادی تو
  8. شمارهٔ ۱۱۰اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.