پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

ترکیبات

شمارهٔ ۱ - غم تنهایی

ای بر قد و بالایت از خوبی و رعنایی

گردیده نگه حیران در چشم تماشایی

بازآ که کشید آخر عشق تو به رسوایی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

اول گل رخسارت سرگرم فغانم کرد

وآنگه خم ابرویت قصد دل و جانم کرد

عشق آمد و در آخر رسوای جهانم کرد

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد دامان شکیبایی

ای ذکر توام مسطر در دفتر ناکامی

ای نام توام رهبر در شش‌در ناکامی

از زخم توام مرهم در پیکر ناکامی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

عمری است در این وادی سرگشته دلداریم

هرکس طلبی دارد ما طالب دیداریم

در دست غم هجران دیری است گرفتاریم

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

روزی به خیال او دل، شاد همی‌کردم

در گوشه تنهایی فریاد همی‌کردم

بر کشتن خویش از غم امداد همی‌کردم

دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم

گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

جز تیر توام در دل پروای خدنگی نیست

جز کوی توام بر سر سودای فرنگی نیست

بر سینه پرداغم جز عشق تو رنگی نیست

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست

شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

در دل ز هجوم اشگ خوناب نمی‌ماند

فردا است که در چشمم سیلاب نمی‌ماند

غارت‌زده دل را اسباب نمی‌ماند

دائم گل این بستان شاداب نمی‌ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

دیشب خبر وصلی از پیش نگار آمد

بگذشت خزان هجر ایام بهار آمد

قصاب گل عشقت می خور که به‌بار آمد

حافظ به شب هجران بوی خوش یار آمد

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۳ - تغافلبت من به حسن و خوبی به خدا که تا نداری
  2. شمارهٔ ۴ - شمع شبستاناین زلف سیه نیست غم جان من این است
  3. شمارهٔ ۵ - آتش طوررخت در جان‌گدازی آتش طور است پنداری
  4. شمارهٔ ۶ - کوی وفاعزیزا هیچ می‌دانی چه‌ها با جان ما کردی
  5. شمارهٔ ۷ - دامان رقیبباز چون سرو قد افراخته‌ای یعنی چه
  6. شمارهٔ ۸ - خجلت گفتارچندان که صبا عطرفشان است در این باغ
  7. شمارهٔ ۹ - فیض لب کوثرشوخی که ز من برده دل زار همین است
  8. شمارهٔ ۱۰زندگی خوب است اما گوشهٔ گلزارکی
همه‌ی ترکیبات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.