پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

انیس العارفین

بخش ۹ - فی صفة الاماره

هر دلی کو پیرو اماره شد

از بلاد معرفت آواره شد

آتش اماره هرجا بر فروخت

خرمن جانر از خشک وتر،بسوخت

گرچه نتوان گفتن اوصافش تمام

لیک یک چندی بباید برد نام

عجب و بخل و حرص و حب جاه ومال

هز و همز و لمز و غمز و قیل و قال

اکل وافر،نوم و شک و کبر و کین

منکری بر حالت مردان دین

حب غلمان،حب نسوان،هزل و جهل

حمق و نسیان بغض و عصیان،نوم و کسل

هم حسد،هم لعب وهم لهو ونفاق

وز جدلها بر میان بسته نطاق

هم نشاط وهم بطالت،هم بطر

هم املها،هم ریا،ام الخطر

شرح یک چندی بگویم زین صفات

بازدانی گر بود دل در صفات

زانکه شرح جمله گر گوییم باز

قصه گردد،همچو درد ما،دراز

ادامه‌ی انیس العارفین

  1. بخش ۱۱ - فی صفة الریاهر کرا قصد حریم کبریاست
  2. بخش ۱۲ - حکایتخارپشتی بد میان کوهسار
  3. بخش ۱۳ - فی معرفة الریاهر کرا دلق ریا در بر بود
  4. بخش ۱۴ - در معرفت عالم ریاییعالمی را کین صفت بر سر زند
  5. بخش ۱۵ - در معرفت بخلچون هوی بر حب دنیی شد مزید
  6. بخش ۱۶ - حکایتعارفی خوش گفت با مردی بخیل:
  7. بخش ۱۷ - در معرفت املکرده است از لطف خود یزدان ما
  8. بخش ۱۸ - الحکایةبود در گیلان سپهبد زاده ای
همه‌ی انیس العارفین ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.