پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

انیس العارفین

بخش ۱۰ - فی معرفة العجب و الکبر و الحرص

یک صفت عجب آمد این اماره را

بوالعجب عفریت مردم خواره را

عجب چبود؟آنکه نفس شوم کید

خویشتن فایق نهد بر عمر و زید

وز خود اندر خویشتن دارد نظر

زان سبب کز مرگ باشد بی خبر

عجب را جنبش ز امداد هواست

مرد معجب دشمن خاص خداست

زین صفت آمد تکبر در وجود

هم چنان کز آتش سوزنده دود

عجب در باطن بود مخفی ازان

کبر ظاهر میک ند بر مردمان

کبر باشد فوقیت بر دیگری

هر کراکین وصف شد، باشد خری

وصف کبر آخر پلنگان را بود

این صفت حاشا که انسان را بود

ای پلنگ خسته کرده جسم و جان

از کمیز موش خاسر باش،هان!

چون پلنگت خسته کرد،ای خرده دان

بر تو شاشد موش میشوم آن زمان

خود کمیز موش نبود جز حسد

یاد دار این نکته گرداری خرد

از تکبر حرص شوم آید پدید

حرص در معنی بود موش پلید

جان نخواهی بردن،ای بس ناتمام

گر همه شیر ژیانی، والسلام

ادامه‌ی انیس العارفین

  1. بخش ۱۲ - حکایتخارپشتی بد میان کوهسار
  2. بخش ۱۳ - فی معرفة الریاهر کرا دلق ریا در بر بود
  3. بخش ۱۴ - در معرفت عالم ریاییعالمی را کین صفت بر سر زند
  4. بخش ۱۵ - در معرفت بخلچون هوی بر حب دنیی شد مزید
  5. بخش ۱۶ - حکایتعارفی خوش گفت با مردی بخیل:
  6. بخش ۱۷ - در معرفت املکرده است از لطف خود یزدان ما
  7. بخش ۱۸ - الحکایةبود در گیلان سپهبد زاده ای
  8. بخش ۱۹ - فی حقیقة الکون العشق والعقل والروح والقلبچون نظر از ذات بیچون قدیم
همه‌ی انیس العارفین ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.