پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

قصاید

شمارهٔ ۵ - در عرض دادن موئینه لشکر خود را

شه سمور بعرض سپه علامت را

علم نمود ز پر همای بر افسر

نمود پوشن و جوشن زپشت شیر وپلنگ

شده بتوسن ابلق سوار هر صفدر

زهر دوروی کشیدند صف و آرایش

که هست قیتل رخت و نفایس زیور

مبارزان کتان چون بقلب کیخاتو

عیان شدند زعول قصبچه در لشکر

زرختهای قصاره خروش برغوخاست

چنانکه گوش کلاه فلک ازان شدکر

زتیغ آتش والای سرخ هیجاشد

مثال اطلس چرخی بتاب خسقی خور

زدامن و یقه و آستین وبند قبا

همه ندای ببند و بکش بگیر و ببر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷ - در پشت دادن موئینه از محاربه کتاندر آن قتال دله صدر روی گردانید
  2. شمارهٔ ۸ - اسرار ابریشمنرم دست گلی زصوف کیا
  3. شمارهٔ ۹ - اوحدی فرمایدسر پیوند ما ندارد یار
  4. شمارهٔ ۱۰ - مولانا خواجو فرمایدوجه برات شام بر اختر نوشته اند
  5. شمارهٔ ۱۱ - و من نتایج افکارهجامه چون درتوله است از قنطره
  6. شمارهٔ ۱۲ - لاادری قائلهبا هر که راز دوستی اظهار میکنم
  7. شمارهٔ ۱۳ - شیخ سعدی فرمایدبس بگردید و بگردد روزگار
  8. شمارهٔ ۱۴ - سید حسن ترمدی گویدسلام علی دار ام الکواعب
همه‌ی قصاید ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.