پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

قصاید

شمارهٔ ۴ - در آگاهی یافتن لشکر موئینه از محاصره کتان

وشق بکیش چو این قصه گفت گرمانه

زخشم بر تن وی موی گشت چون خنجر

بطیره گفت کتان کرده است این خنکی

منش زهم بدرم تا شود هباوهدر

که باشد او بجهان باردلت انبانی

که دستمال زن و مرد هر دو شد یکسر

کسی کجاست بگوید بآن چنان تن سست

کری نهاده برو پیش هر کسی شده تر

که ای کتان زچه در پوستین موئینه

زسردی افتی آخر برو حصیر مدر

نمانده تاب مراو را وزین نمط بابرد

شویم دست و یقه سال و ماه باصرصر

زکیش ماست که پرتیرترکش جوزاست

زآس ماست که شد آسمان بمه انور

سزد زوصله مازیب و زینت شاهان

که هست صندلی و تختمان مکان و مقر

مگر به بیشه کت شیر در نهالی نیست

که چون پلنگ بما گشته اند خشم آور

دریم رخت حریر و لباس خاراشان

بضرب نیره قندس بحرب زیر و زبر

یکی دواند بکامو که زود بشتابی

چه گر به شانه کنی مو چه گر کلت بر سر

ز آستین نمد نیز برتراشیدند

یکی کلاه که جاسوسشان بود به خبر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶ - در میدان آمدن و حرب کردنیکی ز لشکر موئینه تیغ تیز بکف
  2. شمارهٔ ۷ - در پشت دادن موئینه از محاربه کتاندر آن قتال دله صدر روی گردانید
  3. شمارهٔ ۸ - اسرار ابریشمنرم دست گلی زصوف کیا
  4. شمارهٔ ۹ - اوحدی فرمایدسر پیوند ما ندارد یار
  5. شمارهٔ ۱۰ - مولانا خواجو فرمایدوجه برات شام بر اختر نوشته اند
  6. شمارهٔ ۱۱ - و من نتایج افکارهجامه چون درتوله است از قنطره
  7. شمارهٔ ۱۲ - لاادری قائلهبا هر که راز دوستی اظهار میکنم
  8. شمارهٔ ۱۳ - شیخ سعدی فرمایدبس بگردید و بگردد روزگار
همه‌ی قصاید ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.