پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

قصاید

شمارهٔ ۶ - در میدان آمدن و حرب کردن

یکی ز لشکر موئینه تیغ تیز بکف

سنانش سوزن و انگشتوانه اش مغفر

نبرد از سپه بندقی و کتان خواست

بهادری قرمی ازکمینه جست بدر

زپیشک کله جبه او یکی ناچخ

بزد بر او که بخاکش فکند چون میزر

فنک زگوشه میدان حبر روی نمود

کمند و گرز وی از دگمهای ماده و نر

بروی اطلس نازک مزاج زد آن گرز

چنانکه گونه والا ز ترس شد اصفر

وزان کمند بخود در کشید کمخارا

کشان فکندو برو نیز زد لت بیمر

زتیر چوب گزش از کناره کرباس

چنان بزد که برآمد غبارش از پیکر

دلاوری تفک انداز زآستین قبا

که خوانیش مله شد در ملاملامنگر

ز دگمهای کریبان کلوله تشویش

بحرب موینه انداخت چون تگرگ و مطر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸ - اسرار ابریشمنرم دست گلی زصوف کیا
  2. شمارهٔ ۹ - اوحدی فرمایدسر پیوند ما ندارد یار
  3. شمارهٔ ۱۰ - مولانا خواجو فرمایدوجه برات شام بر اختر نوشته اند
  4. شمارهٔ ۱۱ - و من نتایج افکارهجامه چون درتوله است از قنطره
  5. شمارهٔ ۱۲ - لاادری قائلهبا هر که راز دوستی اظهار میکنم
  6. شمارهٔ ۱۳ - شیخ سعدی فرمایدبس بگردید و بگردد روزگار
  7. شمارهٔ ۱۴ - سید حسن ترمدی گویدسلام علی دار ام الکواعب
  8. شمارهٔ ۱۵ - مدیحه در تتبع حکیم سنائیچکمه صوف و سقرلاطست شاه ملک تن
همه‌ی قصاید ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.