پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰

ز بس که هجر تو لاغر میان بکاست تنم

قسم به جان تو که از این تهیست پیرهنم

مرا که پیش زبان دم نمی‌زند شمشیر

بیا تو با دم شمشیر زن که دم نزنم

ز خویشتن به جهان هر کسی خبر دارد

خلاف من که نباشد خبر ز خویشتنم

حدیث لعل تو تا بر زبان من جاریست

زنند خلق شب و روز بوسه بر دهنم

اگر نظر بکنم بی‌ تو بر شمایل غیر

دو چشم خویش به انگشت خویشتن بکنم

اگرچه زار و ضعیفم ولی به قوت عشق

به جز تو گر همه شیرست پنجه درفکنم

پس از هلاک تنم گر به دجله غرق کنند

ز سوز آتش دل دود خیزد از کفنم

حدیث زلف بتان سر کنم چو قاآنی

گمان برند خلایق که نافهٔ ختنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲بس رنج در آماجگه عشق تو بردیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳واجب نبود دل به بتی بیهده بستن
  3. غزل شمارهٔ ۵۴نکو نبود به یکبار ترک ما گفتن
  4. غزل شمارهٔ ۵۵آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای او
  5. غزل شمارهٔ ۵۶ای آفتاب بندهٔ تابنده رای تو
  6. غزل شمارهٔ ۵۷قاصدی کو تا فرستم سوی تو
  7. غزل شمارهٔ ۵۸یارکی هست مرا به لطافت ملکو
  8. غزل شمارهٔ ۵۹دلم به‌ زلف تو عهدی که بسته بود شکستی
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.