پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

واجب نبود دل به بتی بیهده بستن

کاو را نبود شیوه به جز عهد شکستن

هر دوست که با دوست ندارد سر پیمان

میباید از او رشتهٔ پیوند گسستن

چون یار ندارد خبر از یار چه حاصل

نالیدن و خون خوردن و بر خاک نشستن

یاری که وفا بیند و با غیر شود یار

شرطست برو از سر عبرت نگرستن

چون باد خزان آمد و گل رفت به تاراج

ای ابر بهاری چه برآید ز گرستن

هر بنده که بگریخت ز احسان خداوند

آزاد کنش کاو نشود رام به بستن

بر زشت نکویی نتوان بست به زنجیر

از مشک سیاهی نتوان برد به شستن

با یار بگویید که از تیر ملامت

انصاف نباشد دل ما این همه خستن

زین پیش همه کام تو می‌جستم و اکنون

امید ندارم به جز از دام تو جستن

جان دادم و افسوس که جان نیست گیاهی

کاو زنده شود سال دگر باز برستن

قاآنی ازین پس ز خیال تو صبورست

با آنکه محالست صبوری ز تو جستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای او
  2. غزل شمارهٔ ۵۶ای آفتاب بندهٔ تابنده رای تو
  3. غزل شمارهٔ ۵۷قاصدی کو تا فرستم سوی تو
  4. غزل شمارهٔ ۵۸یارکی هست مرا به لطافت ملکو
  5. غزل شمارهٔ ۵۹دلم به‌ زلف تو عهدی که بسته بود شکستی
  6. غزل شمارهٔ ۶۰ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری
  7. غزل شمارهٔ ۶۱بتا ز دست ببردی دلم به طراری
  8. غزل شمارهٔ ۶۲مگر دریچهٔ نوری تو یا نتیجهٔ حوری
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.