پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵

آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای او

آتش زند در آب و گل ما هوای او

سوگند خورده‌ام که ببوسم هزار بار

هرجا رسیده است به یکبار پای او

جز کاندر آب و آیینه دیدم جمال وی

بر هیچ کس نظر نگشودم به جای او

عاشق که آرزو نکند جز رضای دوست

این عجز او بتر بود ازکبریای او

گر مدعی نبود ز خود خواهشی نداشت

او را چه کار تا طلبد مدعای او

گر زیرکی بهل که همین عین آرزوست

کز دوست آرزو بکند جز رضای او

قاآنی ار ز پای فتادست عیب نیست

نیکو قویست دست توانا خدای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷قاصدی کو تا فرستم سوی تو
  2. غزل شمارهٔ ۵۸یارکی هست مرا به لطافت ملکو
  3. غزل شمارهٔ ۵۹دلم به‌ زلف تو عهدی که بسته بود شکستی
  4. غزل شمارهٔ ۶۰ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری
  5. غزل شمارهٔ ۶۱بتا ز دست ببردی دلم به طراری
  6. غزل شمارهٔ ۶۲مگر دریچهٔ نوری تو یا نتیجهٔ حوری
  7. غزل شمارهٔ ۶۳گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی
  8. غزل شمارهٔ ۶۴به رنگ و بوی جهانی نه بلکه بهتر از آنی
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.