پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

بکُش ار کُشی به تیغم، بزن ار زنی به تیرم

بکن آن چه می‌توانی که من از تو ناگزیرم

همه شرط عاشق آن‌ست که کام دوست جوید

بکُن ار کُنی قبولم، ببر ار بری اسیرم

سر من فرو نیاید به کمند پهلوانان

تو کُنی به تار مویی، همه‌روزه دست‌گیرم

نظر ار ز دوست پوشم که برون رود ز چشمم

به چه اقتدار گویم که «برون شو از ضمیرم»؟

ز جهان کناره کردم که تو در کنارم آیی

مگر ای جوان! رهانی ز غم جهان پیرم

تو به راه باد گویا، سر زلف خود گشودی

که ز مغز جای عطسه همه می‌جهد عبیرم

طلب از خدای کردم که بمیرم ار نیایی

تو نیامدی و ترسم که درین طلب بمیرم

مگرم نظر بدوزی به خدنگ جور ور نه

همه تا حیات دارم نظر از تو برنگیرم

به هوای مِهر محمود چو ذره در نشاطم

که چو آفتاب روزی، به فلک برَد امیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱دی من و محمود در وثاق نشستیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲بس رنج در آماجگه عشق تو بردیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳واجب نبود دل به بتی بیهده بستن
  4. غزل شمارهٔ ۵۴نکو نبود به یکبار ترک ما گفتن
  5. غزل شمارهٔ ۵۵آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای او
  6. غزل شمارهٔ ۵۶ای آفتاب بندهٔ تابنده رای تو
  7. غزل شمارهٔ ۵۷قاصدی کو تا فرستم سوی تو
  8. غزل شمارهٔ ۵۸یارکی هست مرا به لطافت ملکو
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.