پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴

ضحاک ‌وار کشته بسی بی گناه را

بر دوش تا فکنده دو مار سیاه را

قصد ذقن نمودمش از زلف عنبرین

چشمم ندید در شب تاریک چاه را

هوش از سرم به چابکی آن شوخ کج‌کلاه

برد آنچنان که دزد شب از سر کلاه را

حیران زاهدم که بر آن روی چون بهشت

از ابلهی گناه شمارد نگاه را

می خوردنم به مجلس جانان گناه نیست

آسوده در بهشت چه داند گناه را

صوفی نشد ریاضت چل ساله سودمند

یک دم بیا و میکده کن خانقاه را

کو بادهٔ دو ساله و ماه دو هفته‌ای

تا شب به عیش روز کنم سال و ماه را

هر روز و شب به یاد جمال جمیل تو

نظاره می‌کنم رخ خورشید و ماه را

در گیسوی سیاه تو دلها چو شبروان

گم کرده‌اند در شب تاریک راه را

دارم دلی گرفته و مشکل که شاه عشق

در این فضای تنگ زند بارگاه را

وقتست کز تطاول آن چشم فتنه‌جوی

آگه کنیم لشکر عباس شاه را

شاهی که خاک درگه گردون اساس او

تاج زر است تارک خورشید و ماه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶چه شیرین گفت خسرو این عبارت
  2. غزل شمارهٔ ۷ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت
  3. غزل شمارهٔ ۸دامن وصل تو گر افتد به دست
  4. غزل شمارهٔ ۹که بود آن ترک خون ‌آشام سرمست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱قوت من باده قوتم یارست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲دل هرجایی من آفت جانست و تنست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.