پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

دامن وصل تو گر افتد به دست

پای به دامن کشم از هرچه هست

عشق توام چشم درایت بدوخت

مِهرِ توام دست کفایت ببست

شوق رخت پردهٔ عقلم درید

سنگ غمت شیشهٔ صبرم شکست

رنگ رخت آب برونم ببرد

مشک خطت ریش درونم بخست

ای دلم از یاد دهان تو تنگ

ای سرم از ساغر شوق تو مست

چون تو گلی را دل و جان باغبان

چون تو بتی را دو جهان بت‌پرست

مهر تو در تن عوض جان خرید

عشق تو در بر به دل دل نشست

باز نگردیم ز حرف نخست

دست نداریم ز عهد الست

یارِ پری‌رو چو کمان کرد پشت

ناوک تدبیر برون شد ز شست

پای مرا بست و خود آزاد زیست

کرد مرا صید و خود از قید جست

جور ز صیاد جفاجو بُوَد

ماهی بیچاره چه نالی ز شست

دام تو شد نام تو قاآنیا

باید ازین نام و ازین دام جست

وز مدد دادگر مُلْکِ جم

ساغر می داد نباید ز دست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱قوت من باده قوتم یارست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲دل هرجایی من آفت جانست و تنست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست
  6. غزل شمارهٔ ۱۵آن نه رویست که یک باغ‌ گل و نسرینست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷به چشم من همه آفاق پر کاهی نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.