پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست

کس بر او دست نیابد که سر زلف تو بستست

چکند طالب چشمت که ز جان دست نشوید

بوی خون آید از آن مست‌ که شمشیر به دست است

به امیدی که شبی سرزده مهمان من آیی

چشم در راه و سخن بر لب و جان بر کف دست است

من و وصل تو خیالیست که صورت نپذیرد

که ترا پایه بلندست و مرا طالع پستست

گفتم از دست تو روزی بنهم سر به بیابان

دست در زلف زد و گفت‌ کیت پای ببستست

حاش لله که رهایی دلم از زلف تو بیند

که دلم ماهی بسمل بود و زلف تو شستست

گرد آن دانهٔ خال تو سیه موی تو دامست

دل شناسد که تنی هرگز ازین دام نجستست

دل قاآنی ازینسان که به زلف تو گریزد

چ‌ون برآشفته یکی رومی هندوی پرستست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲دل هرجایی من آفت جانست و تنست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۴اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵آن نه رویست که یک باغ‌ گل و نسرینست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷به چشم من همه آفاق پر کاهی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸یارکی مراست رند و بذله گو
  8. غزل شمارهٔ ۱۹دوش‌ رندی خلوتی‌ خوش، خالی از اغیار داشت
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.