پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

چه شیرین گفت خسرو این عبارت

که نبود وصل شیرین بی‌مرارت

سرم را در ره وصل تو دادم

که بی‌سرمایه صعب افتد تجارت

سزد گر زندهٔ جاوید مانم

که مرگ آمد ندیدم از حقارت

مرا تهدید کشتن چون کند دوست

به عمر جاودان بخشد بشارت

برون نه از دل سوزان من پای

که می‌ترسم بسوزی از حرارت

که دارد فرصت خونخواری تو

که صدتن می کشی از یک اشارت

به زلف و خال و خط بردی دلم را

سپه را حکم فرمودی به غارت

مجو در گریه قاآنی صبوری

که نتوان کرد در دریا عمارت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸دامن وصل تو گر افتد به دست
  2. غزل شمارهٔ ۹که بود آن ترک خون ‌آشام سرمست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱قوت من باده قوتم یارست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲دل هرجایی من آفت جانست و تنست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵آن نه رویست که یک باغ‌ گل و نسرینست
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.