پرش به محتوای اصلی
نعیم فراشری

دیوان تخیلات

بخش ۲۰ - ایضا در سوگ دختر

آسمان افکند دورم از دیار

تاکند مهجور و زار و دلفکار

تانهد بر اشتیاقم اشتیاق

بر فراق غربتم دیگر فراق

تیر هجران را نمی‌یابم سپر

بهر آن می‌آیم ای جان پدر

بهر تو من آمدم ای دخترم

تابیائی شاد و خندان در برم

آمدم پر خواهش و پر بیم و باک

گاه فرخنده و گاه اندیشناک

می‌نیابم جز تنت اندر میان

مرغ جانت رفته است از آشیان

گفت وگوی و شیوه دلباز تو

خنده نو، باز تو و ناز تو

آن تبسم آن نگاه و آن ادا

آن سخن‌های لطیف و دلربا

لِلابد گشتند محو و نابدید

وین دلم مانده‌ست بی‌صبر و امید

بهر آن دور از تو افکندم قدر

تا نبینم زنده‌ات باری دگر

ادامه‌ی دیوان تخیلات

  1. بخش ۲۲ - خداگنبد بالای بی‌حد و کران
  2. بخش ۲۳ - بر تربت خواهرنزد گورت باز می‌آیم کنون
  3. بخش ۲۴ - دل دردناک و غمگینای دل شوریدهٔ غمناک من!
  4. بخش ۲۵ - دختر نازنیندخترا، بخت و سعادت یار توست
  5. بخش ۲۶ - در وفات برادربیهده‌ست این جمله الوان زمین
همه‌ی دیوان تخیلات ←

درباره‌ی نعیم فراشری

نام کامل او محمد نعیم فراشری است. در سرزمین آلبانی در سال ۱۲۶۲ ق ( ۱۸۴۶ م)، در یک خانوادهٔ سرشناس و مسلمان فرهنگ‌پرور نامدار، زاده شد. نام پدرش خالد بیک بود و مادرش امینه دختری از خانوادهٔ ریشه‌دار و قدیمی اصیل آلبانیایی و از نوادگان الیاس بیک بود. الیاس بیک در آلبانی زاده شد و در لشکری‌های مراد دوم در قرن پانزدهم میلا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.