پرش به محتوای اصلی
نعیم فراشری

دیوان تخیلات

بخش ۱۹ - در مرگ دختر

ای دریغا! ای دریغا! دخترا!

دلفریبا، دلستانا،دلبرا!

بی‌تو ماندم، بی‌تو ماندم در جهان

خاک شو ای دهر دون، وی آسمان

نرگس باغ جهان پر زیب و تاب

نرگس باغ دلم گشته خراب

خاک خواهد گشت روی چون گلت

زلف دلجوی مثال سنبلت

دست و پای تو غذای کرم و مور

زیر خاک تیره اندر قعر گور

تخم ناهموار کشتی در جهان

آه ای دهقان پیر، ای آسمان!

چیست جرم مردمان بیگناه

تا کشند این حسرت و اندوه و آه

ادامه‌ی دیوان تخیلات

  1. بخش ۲۱ - ایضا در ماتم دختراین دل زار و ضریرم بختیار
  2. بخش ۲۲ - خداگنبد بالای بی‌حد و کران
  3. بخش ۲۳ - بر تربت خواهرنزد گورت باز می‌آیم کنون
  4. بخش ۲۴ - دل دردناک و غمگینای دل شوریدهٔ غمناک من!
  5. بخش ۲۵ - دختر نازنیندخترا، بخت و سعادت یار توست
  6. بخش ۲۶ - در وفات برادربیهده‌ست این جمله الوان زمین
همه‌ی دیوان تخیلات ←

درباره‌ی نعیم فراشری

نام کامل او محمد نعیم فراشری است. در سرزمین آلبانی در سال ۱۲۶۲ ق ( ۱۸۴۶ م)، در یک خانوادهٔ سرشناس و مسلمان فرهنگ‌پرور نامدار، زاده شد. نام پدرش خالد بیک بود و مادرش امینه دختری از خانوادهٔ ریشه‌دار و قدیمی اصیل آلبانیایی و از نوادگان الیاس بیک بود. الیاس بیک در آلبانی زاده شد و در لشکری‌های مراد دوم در قرن پانزدهم میلا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.