پرش به محتوای اصلی
نعیم فراشری

دیوان تخیلات

بخش ۲۳ - بر تربت خواهر

نزد گورت باز می‌آیم کنون

بادل بیمار و بیزار و زبون

از تواین جا می‌نیابم یادگار

ای دریغا! جز بدین خاک مزار

لیک از هجر و فراق هشت سال

می‌شمارم این زیارت را وصال

بعد ازان کز تو شدم مهجور و دور

گشته بودم دور نیز از خاک گور

می‌شناسی خواهرا، من کیستم

من تو را آخر برادر نیستم؟

چون که ‌از هجرت دلم گشته‌ست زار

آمدم بهر تسلی بر مزار

آه اگر لفظی زتو بشنیدمی

مر تو را گر بار دیگر دیدمی

نیست آواه! رسم و راهی در جهان

در میان مردگان و زندگان

اندرونم آتش است از اشتیاق

از غم و اندوه و اکدار فراق

پر جان از مرگ خواهم تا پرم

تا بیایم نزد تو ای خواهرم

تا بیابم مر ترا اندر سما

در میان نور نزدیک خدا

۱۲۹۶ ه ق / ۱۸۷۸-۷۹ م

ادامه‌ی دیوان تخیلات

  1. بخش ۲۵ - دختر نازنیندخترا، بخت و سعادت یار توست
  2. بخش ۲۶ - در وفات برادربیهده‌ست این جمله الوان زمین
همه‌ی دیوان تخیلات ←

درباره‌ی نعیم فراشری

نام کامل او محمد نعیم فراشری است. در سرزمین آلبانی در سال ۱۲۶۲ ق ( ۱۸۴۶ م)، در یک خانوادهٔ سرشناس و مسلمان فرهنگ‌پرور نامدار، زاده شد. نام پدرش خالد بیک بود و مادرش امینه دختری از خانوادهٔ ریشه‌دار و قدیمی اصیل آلبانیایی و از نوادگان الیاس بیک بود. الیاس بیک در آلبانی زاده شد و در لشکری‌های مراد دوم در قرن پانزدهم میلا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.