پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳

گفتی مرا که چیست ز خوبان عجیب‌تر

ز ایشانست آفرینش ایشان عجیب‌تر

در آب و خاک روح دمیدم عجب بود

در خون و نطفه صورت انسان عجیب‌تر

گویند آفتاب عجیبسب و مه غریب

از مهر و ماهِ عارض خوبان عجیب‌تر

ابرو و چشم بر رخ خورشید طلعتان

ز ابرو و چشم غمزهٔ خوبان عجیب‌تر

ناز و کرشمه خد و قد بس عجب بود

گشتن اسیر صورت چسبان عجیب‌تر

از جان عجیب‌تر چه بود در سرای تن

عشقست در سرای تن از جان عجیب‌تر

گوشم شنید قصه مجنون عامری

چشمم بدید قصهٔ خود زآن عجیب‌تر

خون خوردن کسیست برای کسی عجب

آنکه برای بی‌غم ناران عجیب‌تر

ای کاش داشتند ز دل دلبران خبر

از دلبری تغافل ایشان عجیب‌تر

رندی و شاعری عجبست از طریق فیض

آنگاه شعرهای پریشان عجیب‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۵ای ز تو در هر دلی نوری دگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶ای در سرم از تو جوش دیگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷تجلی حسنه من معدن النور
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸میبرد دل را هوا دستم تو گیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۰گوشهٔ چشمی بسوی دردمندان کن بناز
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۱ای دل ار بگذری ز عشق مجاز
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲دامن از دوستان کشیدی باز
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.