پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱

مرا رنجور کردی یاد میدار

ز خویشم دور کردی یاد میدار

چو دل بستم بوصل از من بریدی

مرا مهجور کردی یاد میدار

نهان کردی ز من خورشید رویت

مرا بی‌نور کردی یاد میدار

چو در عشق خودم کردی گرفتار

غمم پر زور کردی یاد میدار

چو مست باده آن چشم گشتم

مرا مخمور کردی یاد میدار

نمیبایست زاول آن وفا کرد

مرا مغرور کردی یاد میدار

امید وصل تو شمع دلم بود

چرا غم کور کردی یاد میدار

نمک زان لب فشاندی بر دل ریش

سرم پرشور کردی یاد میدار

ستم بر فیض کردی در شکایت

مرا معذور کردی یاد میدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳گفتی مرا که چیست ز خوبان عجیب‌تر
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۴دلم تابان مهر اوست یا رب باد تابان تر
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵ای ز تو در هر دلی نوری دگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۶ای در سرم از تو جوش دیگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷تجلی حسنه من معدن النور
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸میبرد دل را هوا دستم تو گیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۰گوشهٔ چشمی بسوی دردمندان کن بناز
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.