پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷

خوشا آنان که ترک کام کردند

به کام عار ننک از نام کردند

بخلوت انس با جانان گرفتند

بعزلت خویش را گمنام کردند

بشوق طاعت و ذوق عبادت

شراب معرفت در جام کردند

ز بهر صید معنی دانهٔ ذکر

فکندند و ز فکرش دام کردند

بحق بستند چشم و گوش و دل را

محبت را بعرفان رام کردند

بحق پرداختند از خلق رستند

بشغل خاص ترک عام کردند

نظر را وقف کار دل نمودند

بجان این کار را اتمام کردند

ز دنیا و غم دنیا گذشتند

مهم آخرت انجام کردند

کشیده دست از آسایش تن

بمحنت همچو فیض آرام کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹عاشقان از لب خوبان می مستانه زدند
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰جهان را بهر انسان آفریدند
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۱صد جلوه کنی هر دم و دیدن نگذارند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲در روی چه خورشید تو دیدن نگذارند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۳عاشقان محو یار میباشند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۴عارفان از چمن قدس چو بوی تو کشند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۵شوخ آهو چشم من چون روی در صحرا کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۶هر که حرفی ز کتاب دل ما گوش کند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.