پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲

مستی ز شراب لب جانان مزه دارد

می خوردن از آن لعل بدخشان مزه دارد

چون پرده بر اندازد از آن روی چه خورشید

بر گردنش آن زلف پریشان مزه دارد

لعل لبش آندم که درآید به تبسم

شوریدن ما در شکرستان مزه دارد

مستان چو درآید که شود ساقی مستان

در پای وی افتادن مستان مزه دارد

آن دانه مشگین که سفیدست و بر آتش

بر عارض آن خسرو خوبان مزه دارد

ظلمات بمان زلف برانداز و لبش بوس

خضر آب حیات از لب جانان مزه دارد

یک شب اگرم تنگ در آغوش درآید

بیهوشی دل بی‌خودی جان مزه دارد

ای فیض بگو شعر ازین گونه که در عشق

این نوع سخن‌های پریشان مزه دارد

نی نی غلطم این چه سخن بود که گفتم

از روی بتان خواندن قرآن مزه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴ز روی مهوشان چشمم دمی دل بر نمی‌دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵خبر شوق مرا هر که به یاران ببرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶مخموری از خمار بجامی که میخرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۷از بهر من شراب بوامی که می خرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸بی لقای دوست حاشا روزگارم بگذرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹تا بکی بی باده و مطرب مدارم بگذرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰جان گذر میکند آن به که بجانان گذرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱عارف خدای دید در اصنام و حال کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.