پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴

ز روی مهوشان چشمم دمی دل بر نمی‌دارد

ازین بهتر کسی از عمر حاصل بر نمی‌دارد

یکی میگفت دل بردار از روی بتان گفتم

مرا عشقست چون جان کس ز جان دل بر نمی‌دارد

ز تیغ جور خوبان زنده میگردد دلم آری

چنین مرغ از چنان صیاد بسمل بر نمی‌دارد

دل از عشق مجازی رو بمعشوقی حقیقی کرد

چه حق بین شد دگر او مهر باطل بر نمی‌دارد

زمعنی یافت چون صیقل ز صورت زنک کی گیرد

صفا چون یافت از جان دل ز تن گل بر نمی‌دارد

شراب عشق حق نوشد بهر دم بی دهان و لب

ز چشم مست خوبان فیض از آن دل بر نمی‌دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۶مخموری از خمار بجامی که میخرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷از بهر من شراب بوامی که می خرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸بی لقای دوست حاشا روزگارم بگذرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹تا بکی بی باده و مطرب مدارم بگذرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰جان گذر میکند آن به که بجانان گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱عارف خدای دید در اصنام و حال کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲خوشا آنکو انابت با خدا کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳آمد شبی خیالش در صدر سینه جا کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.