پرش به محتوای اصلی
فردوسی

فردوسی

پادشاهی اسکندر

۴۷ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ سکندر چو بر تخت بنشست گفت
  2. بخش ۲ بفرمود تا پیش او شد دبیر
  3. بخش ۳ دلارای چون آن سخنها شنید
  4. بخش ۴ ز عموریه مادرش را بخواند
  5. بخش ۵ چنین گفت گویندهٔ پهلوی
  6. بخش ۶ چو بشنید مهران ز کید این سخن
  7. بخش ۷ سکندر چو کرد اندر ایران نگاه
  8. بخش ۸ چو نامه بر کید هندی رسید
  9. بخش ۹ فرستاده آمد به کردار باد
  10. بخش ۱۰ گزین کرد زان رومیان مرد چند
  11. بخش ۱۱ فرستاده برگشت زان مرز و بوم
  12. بخش ۱۲ چو شد کار آن سروبن ساخته
  13. بخش ۱۳ بفرمود تا رفت پیشش پزشک
  14. بخش ۱۴ ازان پس بفرمود کان جام زرد
  15. بخش ۱۵ ز میلاد چون باد لشکر براند
  16. بخش ۱۶ چو آن نامه برخواند فور سترگ
  17. بخش ۱۷ چو پاسخ به نزد سکندر رسید
  18. بخش ۱۸ چو اسکندر آمد به نزدیک فور
  19. بخش ۱۹ چو لشکر شد از خواسته بی‌نیاز
  20. بخش ۲۰ چو برگشت و آمد به درگاه قصر
  21. بخش ۲۱ سکندر چو بشنید از یادگیر
  22. بخش ۲۲ چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند
  23. بخش ۲۳ جهانجوی ده نامور برگزید
  24. بخش ۲۴ بخندید قیدافه از کار اوی
  25. بخش ۲۵ سکندر بیامد دلی همچو کوه
  26. بخش ۲۶ چو طینوش گفت سکندر شنید
  27. بخش ۲۷ همی چاره جست آن شب دیریاز
  28. بخش ۲۸ وزان جایگه لشکر اندر کشید
  29. بخش ۲۹ همی رفت منزل به منزل به راه
  30. بخش ۳۰ وزان جایگه رفت خورشیدفش
  31. بخش ۳۱ چو نزدیکی نرم‌پایان رسید
  32. بخش ۳۲ بپرسید هرچیز و دریا بدید
  33. بخش ۳۳ وزان جایگه شاد لشگر براند
  34. بخش ۳۴ سکندر سوی روشنایی رسید
  35. بخش ۳۵ سکندر چو بشنید شد سوی کوه
  36. بخش ۳۶ سوی باختر شد چو خاور بدید
  37. بخش ۳۷ همی رفت یک ماه پویان به راه
  38. بخش ۳۸ ز راه بیابان به شهری رسید
  39. بخش ۳۹ وزان روی لشکر سوی چین کشید
  40. بخش ۴۰ بدان جایگه شاه ماهی بماند
  41. بخش ۴۱ سکندر سپه را به بابل کشید
  42. بخش ۴۲ بدانست کش مرگ نزدیک شد
  43. بخش ۴۳ به بابل هم‌ان روز شد دردمند
  44. بخش ۴۴ چو آگاه شد لشکر از درد شاه
  45. بخش ۴۵ چو آمد سکندر به اسکندری
  46. بخش ۴۶ ازان پس بیامد دوان مادرش
  47. بخش ۴۷ الا ای برآورده چرخ بلند

متن اشعار به نقل از گنجور.