پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

پادشاهی اسکندر

بخش ۳۷

همی رفت یک ماه پویان به راه

به رنج اندر از راه شاه و سپاه

چنین تا به نزدیک کوهی رسید

که جایی دد و دام و ماهی ندید

یکی کوه دید از برش لاژورد

یکی خانه بر سر ز یاقوت زرد

همه خانه قندیلهای بلور

میان اندرون چشمهٔ آب شور

نهاده بر چشمه زرین دو تخت

برو خوابنیده یکی شوربخت

به تن مردم و سر چو آن گراز

به بیچارگی مرده بر تخت ناز

ز کافور زیراندرش بستری

کشیده ز دیبا برو چادری

یکی سرخ گوهر به جای چراغ

فروزان شده زو همه بوم و راغ

فتاده فروغ ستاره در آب

ز گوهر همه خانه چون آفتاب

هرانکس که رفتی که چیزی برد

وگر خاک آن خانه را بسپرد

همه تنش بر جای لرزان شدی

وزان لرزه آن زنده ریزان شدی

خروش آمد از چشمهٔ آب شور

که ای آرزومند چندین مشور

بسی چیز دیدی که آن کس ندید

عنان را کنون باز باید کشید

کنون زندگانیت کوتاه گشت

سر تخت شاهیت بی‌شاه گشت

سکندر بترسید و برگشت زود

به لشکرگه آمد به کردار دود

وزان جایگه تیز لشکر براند

خروشان بسی نام یزدان بخواند

ازان کوه راه بیابان گرفت

غمی گشت و اندیشهٔ جان گرفت

همی راند پر درد و گریان ز جای

سپاه از پس و پیش او رهنمای

ادامه‌ی پادشاهی اسکندر

  1. بخش ۳۹وزان روی لشکر سوی چین کشید
  2. بخش ۴۰بدان جایگه شاه ماهی بماند
  3. بخش ۴۱سکندر سپه را به بابل کشید
  4. بخش ۴۲بدانست کش مرگ نزدیک شد
  5. بخش ۴۳به بابل هم‌ان روز شد دردمند
  6. بخش ۴۴چو آگاه شد لشکر از درد شاه
  7. بخش ۴۵چو آمد سکندر به اسکندری
  8. بخش ۴۶ازان پس بیامد دوان مادرش
همه‌ی پادشاهی اسکندر ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.