پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

پادشاهی اسکندر

بخش ۱۶

چو آن نامه برخواند فور سترگ

برآشفت زان نامدار بزرگ

هم‌آنگه یکی تند پاسخ نوشت

به پالیز کینه درختی بکشت

سر نامه گفت از خداوند پاک

بباید که باشیم با ترس و باک

نگوییم چندین سخن بر گزاف

که بیچاره باشد خداوند لاف

مرا پیش خوانی ترا شرم نیست

خرد را بر مغزت آزرم نیست

اگر فیلقوس این نوشتی به فور

تو نیز آن هم آغاز و بردار شور

ز دارا بدین سان شده‌ستی دلیر

کزو گشته بُد چرخ گردنده سیر

چو بر تخمه‌ای بگذرد روزگار

نسازند با پند آموزگار

همان نیز بزم آمدت رزم کید

بر آنی که شاهانت گشتند صید

برین‌گونه عنوان برین سان سخن

نیامد به‌ما زان کیان کهن

منم فور وز فور دارم نژاد

که از قیصران کس نکردیم یاد

بدانگه که دارا مرا یار خواست

دل و بخت با او ندیدیم راست

همی ژنده‌پیلان فرستادمش

همیدون به بازی زمان دادمش

که بر دست آن بنده‌بر کشته شد

سر بخت ایرانیان گشته شد

گر او را ز دستور بد بد رسید

چرا شد خرد در سرت ناپدید

تو در جنگ چندین دلیری مکن

که با مات کوتاه باشد سخن

ببینی کنون ژنده پیل و سپاه

که پیشت ببندند بر باد راه

همی رای تو برترین گشتن است

نهان تو چون رنگ آهرمن است

به گیتی همه تخم زفتی مکار

بترس از گزند و بد روزگار

بدین نامه ما نیکویی خواستیم

منقش دلت را بیاراستیم

ادامه‌ی پادشاهی اسکندر

  1. بخش ۱۸چو اسکندر آمد به نزدیک فور
  2. بخش ۱۹چو لشکر شد از خواسته بی‌نیاز
  3. بخش ۲۰چو برگشت و آمد به درگاه قصر
  4. بخش ۲۱سکندر چو بشنید از یادگیر
  5. بخش ۲۲چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند
  6. بخش ۲۳جهانجوی ده نامور برگزید
  7. بخش ۲۴بخندید قیدافه از کار اوی
  8. بخش ۲۵سکندر بیامد دلی همچو کوه
همه‌ی پادشاهی اسکندر ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.