پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

داستان دوازده رخ

بخش ۲۱

نخستین فریبرز نیو دلیر

ز لشکر برون تاخت بر سان شیر

به نزدیک کلباد ویسه دمان

بیامد به زه برنهاده کمان

همی گشت و تیرش نیامد چو خواست

کشید آن پرنداور از دست راست

برآورد و زد تیغ بر گردنش

به دو نیم شد تا کمرگه تنش

فرود آمد از اسب و بگشاد بند

ز فتراک خویش آن کیانی کمند

ببست از بر باره کلباد را

گشاد از برش بند پولاد را

به بالا برآمد به پیروز نام

خروشی برآورد و بگذارد گام

که سالار ما باد پیروزگر

همه دشمن شاه خسته‌جگر

ادامه‌ی داستان دوازده رخ

  1. بخش ۲۳سه دیگر سیامک ز توران سپاه
  2. بخش ۲۴چهارم فروهل بد و زنگله
  3. بخش ۲۵به پنجم چو رهام گودرز بود
  4. بخش ۲۶ششم بیژن گیو و رویین دمان
  5. بخش ۲۷برون تاخت هفتم ز گردان هجیر
  6. بخش ۲۸به هشتم ز گردان ناماوران
  7. بخش ۲۹برون رفت گرگین نهم کینه‌خواه
  8. بخش ۳۰دهم برته با کهرم تیغ‌زن
همه‌ی داستان دوازده رخ ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.