پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

داستان دوازده رخ

بخش ۲۳

سه دیگر سیامک ز توران سپاه

بشد با گرازه به آوردگاه

برفتند و نیزه گرفته به دست

خروشان به کردار پیلان مست

پر از جنگ و پر خشم کینه‌وران

گرفتند زان پس عمود گران

چو شیران جنگی برآشوفتند

همی بر سر یکدگر کوفتند

زبانشان شد از تشنگی لخت لخت

به تنگی فراز آمد آن کار سخت

پیاده شدند و برآویختند

همی گرد کینه برانگیختند

گرازه بزد دست بر سان شیر

مر او را چو باد اندر آورد زیر

چنان سخت زد بر زمین کاستخوانش

شکست و برآمد ز تن نیز جانش

گرازه هم آنگه ببستش به اسب

نشست از بر زین چو آذرگشسب

گرفت آنگه اسب سیامک به دست

به بالا برآمد بکردار مست

درفش خجسته به دست اندرون

گرازان و شادان و دشمن نگون

خروشان و جوشان و نعره زنان

ابر پهلوان آفرین برکنان

ادامه‌ی داستان دوازده رخ

  1. بخش ۲۵به پنجم چو رهام گودرز بود
  2. بخش ۲۶ششم بیژن گیو و رویین دمان
  3. بخش ۲۷برون تاخت هفتم ز گردان هجیر
  4. بخش ۲۸به هشتم ز گردان ناماوران
  5. بخش ۲۹برون رفت گرگین نهم کینه‌خواه
  6. بخش ۳۰دهم برته با کهرم تیغ‌زن
  7. بخش ۳۱سپهدار ایران و توران دژم
  8. بخش ۳۲چو نزدیک بنگاه و لشکر شدند
همه‌ی داستان دوازده رخ ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.