پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

داستان دوازده رخ

بخش ۲۸

به هشتم ز گردان ناماوران

بشد ساخته زنگهٔ شاوران

که همرزمش از تخم اوخواست بود

که از جنگ هرگز نه بر کاست بود

گرفتند هر دو عمود گران

چو او خواست با زنگهٔ شاوران

بگشتند ز اندازه بیرون به جنگ

ز بس کوفتن گشت پیکار تنگ

فروماند اسبان جنگی ز تگ

که گفتی به تنشان نجنبید رگ

چو خورشید تابان ز گنبد بگشت

به کردار آهن بتفسید دشت

چنان تشنه گشتند کز جای خویش

نجنبید و ننهاد کس پای پیش

زبان برگشادند یک‌ با دگر

که اکنون ز گرمی بسوزد جگر

بباید برآسود و دم برزدن

پس آنگه سوی جنگ بازآمدن

برفتند و اسبان جنگی به جای

فراز آوریدند و بستند پای

به آسودگی باز برخاستند

به پیکار کینه بیاراستند

به کردار آتش ز نیزه سوار

همی گشت بر مرکز کارزار

بدآنگه که زنگه بر او دست یافت

سنان سوی او کرد و اندر شتافت

یکی نیزه زد بر کمرگاه اوی

کز اسبش نگون کرد و برزد به روی

چو رعد خروشان یکی ویله کرد

که گفتی بدرید دشت نبرد

فرود آمد از باره شد نزد اوی

بر آن خاک تفته کشیدش به روی

مر او را به چاره ز روی زمین

نگون اندر افگند بر پشت زین

نشست از بر اسب و بالا گرفت

به ترکان چه آمد ز بخت ای شگفت

بر آن کوه فرخ برآمد ز پست

یکی گرگ پیکر درفشی به دست

بشد پیش یاران و کرد آفرین

ابر شاه و بر پهلوان زمین

ادامه‌ی داستان دوازده رخ

  1. بخش ۳۰دهم برته با کهرم تیغ‌زن
  2. بخش ۳۱سپهدار ایران و توران دژم
  3. بخش ۳۲چو نزدیک بنگاه و لشکر شدند
  4. بخش ۳۳چو لشکر چنین پاسخ آراستند
  5. بخش ۳۴چو از دور لهاک و فرشیدورد
  6. بخش ۳۵همه شب بنالید تا روز پاک
  7. بخش ۳۶چو از روز نه ساعت اندر گذشت
  8. بخش ۳۷فرستاده آمد به نزدیک شاه
همه‌ی داستان دوازده رخ ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.