پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

داستان دوازده رخ

بخش ۲۹

برون رفت گرگین نهم کینه‌خواه

ابا اندریمان ز توران سپاه

جهاندیده و کارکرده دو مرد

برفتند و جستند جای نبرد

به نیزه بگشتند و بشکست پست

کمان برگرفتند هر دو به دست

ببارید تیر از کمان سران

به روی اندر آورده کرگ اسپران

همی تیر بارید همچون تگرگ

بر آن اسپر کرگ و بر ترک و ترگ

یکی تیر گرگین بزد بر سرش

که بردوخت با ترگ رومی برش

بلرزید بر زین ز سختی سوار

یکی تیر دیگر بزد نامدار

هم آنگاه ترک اندر آمد نگون

ز چشمش برون آمد از درد خون

فرود آمد از باره گرگین چو گرد

سر اندریمان ز تن دور کرد

به فتراک بربست و خود برنشست

نوند سوار نبرده به دست

بر آن تند بالا برآمد دمان

همیدون به بازو به زه بر کمان

به نیروی یزدان که او بد پناه

به پیروز بخت جهاندار شاه

چو پیروز برگشت مرد از نبرد

درفش دلفروز بر پای کرد

ادامه‌ی داستان دوازده رخ

  1. بخش ۳۱سپهدار ایران و توران دژم
  2. بخش ۳۲چو نزدیک بنگاه و لشکر شدند
  3. بخش ۳۳چو لشکر چنین پاسخ آراستند
  4. بخش ۳۴چو از دور لهاک و فرشیدورد
  5. بخش ۳۵همه شب بنالید تا روز پاک
  6. بخش ۳۶چو از روز نه ساعت اندر گذشت
  7. بخش ۳۷فرستاده آمد به نزدیک شاه
  8. بخش ۳۸از آن پس خروش آمد از دیده‌گاه
همه‌ی داستان دوازده رخ ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.