پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

ای کاش از این بی‌گنه هر دم گناهی سر زند

تا آن که او هر لحظه دامن را به قتلم بر زند

دست از جفاکاری بکش ترسم دل از کف داده‌ای

دست از وفا بردارد و بر دامن داور زند

عالم بسوزم یک نفس از آه آتش‌بار خود

هر گه که با او مدعی بنشیند و ساغر زند

با داغ تو ای بی‌وفا ترسم که در روز جزا

چون لالهٔ خونین‌کفن از خاک محشر سر زند

زد ناوکی بر سینه‌ام چون صید بسمل می‌تپم

دارم امید از بخت خود تا ناوک دیگر زند

ای کاش بر رغم رقیب آن بی‌وفا خواهد مرا

در بزم خود بنشاند و برخیزد و خنجر زند

دستی که هر شام و سحر در گردنت بود ای پسر

بنگر که از هجرت چه سان خاقان همی بر سر زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱ز خورشید فلک دل می‌رباید
  2. شمارهٔ ۷۲نشسته بر سر کوی تو تاج‌دارانند
  3. شمارهٔ ۷۳خوش آن زمان که ز بزمش رقیب را راند
  4. شمارهٔ ۷۴هر دلی شاد نباشد که نگاری دارد
  5. شمارهٔ ۷۵در قید بلا مرغ دلم باز درافتاد
  6. شمارهٔ ۷۶خِوی از آن سیم‌بدن می‌ریزد
  7. شمارهٔ ۷۷باده از رطل گران خورده‌ای و نوشت باد
  8. شمارهٔ ۷۸سجاده و دستار برد هر طرفی باد
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.