پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳ - در طور شیخ کمال

ملمع خرقه‌ام از وصله‌ها بادپالا شد

بدان هیأت که گویی داغ‌های باده هرجا شد

وز آنها پاره ای دیگر بسان جامه کعبه

به بین کش دوخته بر روی محراب مصلا شد

چه عالی رتبه شد دیر مغان کز نام او مستی

اگر یک پایه بالا جست بر نام مسیحا شد

مر زان مغبچه زاهد که ترک عشق فرمودی

چو دیدش سبحه و سجاده زنار و چلیپا شد

جوانی دل ز دستم برد و عشقش می به دستم داد

مرا پیرانه سر اسباب رسوایی مهیا شد

بآئین صلاح و تقویم آراست شیخ آوه

همه بر باد رفت از دور چون آنشوخ پیدا شد

چه پرسی در خراباتم که نقد صبر و هوشت کو

هم اول روز ز آشوب می و شاهد به یغما شد

مرا در خانقه زهد و خرد بس تیره میدارد

خوش آن رندی که در دیر مغان سر مست شیدا شد

نبوده وادی عشق و محبت را کران ای دل

که شد آواره‌تر فانی درین دشت بلا تا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵ - تتبع خواجهآن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کند
  2. شمارهٔ ۱۳۶ - مخترعلبت که برگ گل تر به باده آمیزد
  3. شمارهٔ ۱۳۷ - تتبع خواجهرندان که عزم سیر به کوی مغان کنند
  4. شمارهٔ ۱۳۸باده خور تا زنده ای کز بعد مردن روزگار
  5. شمارهٔ ۱۳۹ - تتبع خواجه سلمانهر که را دل مبتلای چون تو جانانی بود
  6. شمارهٔ ۱۴۰ - تتبع خواجهدوران نشان ز بخت جوانم نمی‌دهد
  7. شمارهٔ ۱۴۱ - تتبع خواجهز سر آب حیاتم می آگهی آورد
  8. شمارهٔ ۱۴۲ - تتبع خواجهدر دست پیر میکده گلرنگ باده بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.