پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۱ - کوه الوند و شهر همدان

کوهِ الوند که شهرِ همدان دامنش است

جامهٔ سبز به بر دارد و طوطی‌منش است

صبحدم تازه چو خورشید، بدو تابد نور

سنگ‌هایش زر و آبش همه‌سو نقره‌وش است

آبشار از کمرِ کوه، چو ریزد به نظر

نقرهٔ ذوب‌شده، از سرِ زر در پرش است

دورِ شهر از دو طرف، رشتهٔ کُهساری آن

چون دو دستی‌ست که معشوقه، در آغوش‌کش است

در پناهِ صفِ کُهسار، طبیعت همه‌سوی

از زُمُرُّد قلمی در کفش و نقشه‌کش است

همه‌سو دایهٔ جویی‌ست، که در تربیت است

همه‌جا طفلِ گیاهی‌ست که در پرورش است

وه! از آنگه که یکی تند نسیم، از پس که

تند و چالاک چو یک دشت سپه، در یورش است

هر درختی به مصافش، سری آورد فرود

یا که در کُرنش و یا درصدد کشمکش است

وه! چه سخت است که انسان به زبانش آرد

آنچه از نقشهٔ ایوانِ جهان، در سرش است

تپه (پیر مصلی)، ز جوانی یادش

از فرِ سنجر و از شوکتِ اهخامنش است

خفته با بالش و با ناله چنین می‌گوید

گرچه اندر نظرِ ساده دهانِ خَمُش است

که نیرزد به همه لذتِ پیری خوشی‌ای

در جوانی که چراغانی مشتی کلش است

نوشی از لذتِ آنی، خوانی نیش است

تو چه دانی همه عمرت پس از آن در عطش است؟

در چنین خرگه خوش، خیمهٔ زشتِ همدان

همچو در سینهٔ گُرجی، دلِ خلقِ حبش است

ادامه‌ی غزلیات و قصاید

  1. شمارهٔ ۳ - مخالفت با قرارداد ایران و انگلیسنامِ دژخیمِ وطن، دل بشنود، خون می‌کند
  2. شمارهٔ ۴ - نارضایتی از خلقتخلقت من در جهان یک وصلهٔ ناجور بود
  3. شمارهٔ ۵ - درد وطنز اظهار درد، درد مداوا نمی‌شود
  4. شمارهٔ ۶ - لرنامه: در چگونگی اوضاع لرستانای بلهوس، تراست به سر، گر هوای لر
  5. شمارهٔ ۷ - زندگی و مرگ منگرسنه چون شیرم و برهنه چو شمشیر
  6. شمارهٔ ۸ - تجدید مطلعدر سر پیری برهنه‌پا بد «مولییر»
  7. شمارهٔ ۹ - تجدید مطلعباری ازین عمر سفله سیر شدم سیر
  8. شمارهٔ ۱۰ - زندانی شدن شاعرخوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانش
همه‌ی غزلیات و قصاید ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.