پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

رباعیات

شمارهٔ ۱۱

چون چهره گشود صبح کافور‌عذار

شد نوش لبم ز خواب نوشین بیدار

گفتم که به یار بوسه گفتا که بگیر

گفتم که بگیر باده گفتا که بیار

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۳ای مشکل نیکوی به دیدار تو حل
  2. شمارهٔ ۱۴خاری و تو را گل چمن دانستم
  3. شمارهٔ ۱۵هر گه که جفاهای تو بر دل شمرم
  4. شمارهٔ ۱۶در کوی تو کشت وصل بی‌بر بینم
  5. شمارهٔ ۱۷گر چشم شکسته دارد آن طرفه صنم
  6. شمارهٔ ۱۸فریاد مرا زاین فلک آینه‌گون
  7. شمارهٔ ۱۹دردی که مرا زآن رخ نیکوست ببین
  8. شمارهٔ ۲۰در دیده سرشک چیست سیل غم او
همه‌ی رباعیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.