پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قصاید

شمارهٔ ۵

تو را چنان که تویی دیده در نمی‌یابد

بصر ز نور تو بر تو ظفر نمی‌یابد

ز تو چگونه خبر شد دل مرا کز لطف

طراز پیرهن از تو خبر نمی‌یابد

خراب گشت جهان از نهیب غمزه تو

لبت ز بهر چه این کار در نمی‌یابد

عمادی از پی جنگ سپاه هجرانت

ز جوی دیده قوی‌تر حشر نمی‌یابد

غم فراق تو گر تخم پیله نیست چرا

حیات جز به وصال بشر نمی‌یابد

زبون توست جهان زآن که بر زیان تو هیچ

فزون ز مدح شه دادگر نمی‌یابد

عماد دولت عالی که چشم دولت و دین

برون ز بارگه او بصر نمی‌یابد

ایا شهی که بر اوراق روزنامه تو

فرشته یک نقط از شین شر نمی‌یابد

هر آن که با تو دورویی گرفت چون شمشیر

ز بهر تیغ حوادث سپر نمی‌یابد

نهاد رخت عدوی تو بر سر از پی آنک

سوی سقر به کری اسب و خر نمی‌یابد

برون ز باغ دل تو خدای می‌داند

که در جهان سخا یک شجر نمی‌یابد

تو را ز پی دگری منزلت فزون‌تر نیست

ولیکن اسب سخن زاین گذر نمی‌یابد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷ - در مدح قوام الدین وزیرای ندیده چشم گیتی چون تو مرد
  2. شمارهٔ ۸چشمی که ز تو نگار گیرد
  3. شمارهٔ ۹ - : شکایتره می‌بریم و دیده به رهبر نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۱۰عشق به بازار روزگار برآمد
  5. شمارهٔ ۱۱چون نوبت حسن تو در آمد
  6. شمارهٔ ۱۲دل و جانم به عشق تو سمرند
  7. شمارهٔ ۱۳هر که را عشقت اختیار کند
  8. شمارهٔ ۱۴عشق تو هر روز شوری در جهان می‌افکند
همه‌ی قصاید ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.