پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

بخش ۵۳ - روایت علیا مخدره جناب زینب علیه السلام

یکی داستان دیده ام جانگزا

ز گفت مهین دخت شیر خدا

بپیوندمش من به گفتار خویش

که آتش زنم بر دل شیعه، بیش

چنین گفته آن بانوی راستان

که بودم من استاده بر آستان

بر خیمه ی سید الساجدین

ز تیمار بیمار خود دل غمین

به ناگه بیامد یکی زشت مرد

که بودش دو چشم ازرق و موی زرد

به تاراج آن خیمه بگشاد دست

کم و بیش را جمله درهم ببست

یکی پوست در زیر بیمار بود

که بی ارزش و کهنه و خوار بود

بنگذشت زان پاره ی پوست نیز

نترسد از پرسش رستخیز

گرفتش کنار و برافشاند سخت

به روی اندر آمد شه نیکبخت

دگر چون درآن خیمه چیزی ندید

به تاراج شد رخت و بر من رسید

ربود از سر من کهن معجرم

دگر آنچه بد پوشش اندر برم

دو آویز درگوش بودم ز زر

برآوردش از گوشم آن بد سیر

شگفتا که آن بد گهر می گریست

بگفتم: که این گریه ات بهر چیست؟

بگفتا:که گریم بدان کز ستم

چه بد رفت با آل شاه امم

ز گفتار او شد دلم خشمگین

بدو گفتم: ای پیرو مشرکین

به تو بی خرد باد خشم خدا

ز پیکر کند دست و پایت جدا

بسوزد تو را آتش این جهان

از آن پیش کاری به دوزخ مکان

نوشتند اهل سیر در کتاب

که نفرین بانو بشد مستجاب

بدان بد گهر خولی اصبحی

چو مختار بر شد به تخت شهی

به بندش در افتاد آن زشت مرد

بپرسد از او تا که از بد چه کرد؟

ستم های خود را سراسر بگفت

نیارست زان جمله چیزی نهفت

همی تا بدانجا که بانوی دین

چه فرمود با وی که شد خشمگین

چو بشنید گفتار او نیکرای

بفرمود کز وی دو دست و دوپای

بریدند و پس آتش افروختند

تن تیره اش را در آن سوختند

حمید بن مسلم ز کوفی سپاه

بگفتا: که رفتم سوی خیمه گاه

ادامه‌ی خیابان سوم

  1. بخش ۵۵ - آتش زدن سپاه کفر، خیام سپهر احتشام پادشاه ایمان راعمر چون ز خرگاه شه گشت دور
  2. بخش ۵۶ - رفتن بجدل ابن سلیم به قتلگاه و بیداد آن گمراه روسیاهنبد هیچ کس نزد آن کشتگان
  3. بخش ۵۷ - اسب تاختن ده سوار بر اجساد پاک شهیدانپس از غارت خیمه ی شهریار
  4. بخش ۵۸ - خبرشدن مرغ نینوا از قتل شاه کربلااز آن پس که شد کشته آن شاه فرد
  5. بخش ۵۹ - بردن مرغ خون آلودی خبر شهادت امام(ع)یکی بد یهودی به یثرب دیار
  6. بخش ۶۰ - بردن مرغ خون آلود خبر قتل امام علیه السلامچو بشنید آوای او دخت شاه
  7. بخش ۶۱ - جا دادن حریم دلسوخته ی امام علیه السلامچو از غارت خیمه های حرم
  8. بخش ۶۲ - داستان جانگداز از ساربان و بیدادی که در قتلگاه کردکه از رفتنش عرش شد پر خروش
همه‌ی خیابان سوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.