پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۶۸ - آگاهی یافتن ابن زیاد از فرار طفلان گرفتار و باز خواستن ازمشکور

زکارش دژم پور مرجانه شد

بدانسان که ازخویش بیگانه شد

بفرمود یاران گمراه را

که آرند آن پیر آگاه را

مراو را به فرمان آن کینه خواه

کشان زار بردند در پیشگاه

چو افکند سویش نگه کینه جوی

زدیدار او پر زچین کرد روی

بگفتا که ای بی خرد روزبان

چه کردی بدان ماهرو کودکان؟

همانا نترسیدی ازکین من؟

ندانستی آن رسم و آیین من؟

که از بند کردی رها دشمنم

کنون شاخ عمرت زبن بر کنم

بدو گفت مشکور کای نابکار

بداندیش دین دشمن کردگار

ازآن شان رها ساختم من زبند

که ازتو به ایشان نیاید گزند

زکیهان خدا هرکه شد بیمناک

زهر بنده ای دردلش نیست باک

تو را گرچه زین کرده آزرده ام

بود زین نکویی که من کرده ام

اگر زنده ماندم مرانام نیک

وگر کشته گردم سرانجام نیک

من آن کرده ام کز نکویان سزاست

تو آن کن که بد گوهران را سزاست

مرا مزد نیکو ز یزدان بس است

تورا گوهر بد نگهبان بس است

پدرشان بکشتی تو از کینه زار

نترسیدی ازخشم پروردگار

به خون پدر کشته گان ریختن

کنون کین نو خواهی انگیختن

گرآن هردو رفتند من بی دریغ

نهادم سر خویش درزیر تیغ

به مینو در از کوری چشم تو

روم چون شوم کشته از خشم تو

شنید این چو بد خو ازآن نیکمرد

مرآن تیره دل را دو رخ گشت زرد

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۷۰ - در تجافی ازدار غرور وانابه به سوی دار خلودتو کز کشور جسم درنگذری
  2. بخش ۷۱ - آمدن حارث به خانه و پنهان نمودن زن او کودکان را از آن بدبختدرآن روز تا شام آن هردوتن
  3. بخش ۷۲ - گریستن کودکان در نیمه شب و آگاهی حارث از حال ایشانچو نیمی گذشت از شب دیوسار
  4. بخش ۷۳ - بردن حارث معلون آن دو طفل را از بهر کشتن به کنار فراتستمکار حارث کمندی به دست
  5. بخش ۷۴ - مصمم شدن حارث برای کشتن شهزادگان و مویه کردن ایشان بریکدیگرسبک تیغ بگرفت آن بدگمان
  6. بخش ۷۵ - کشتن حارث محمد را و مویه گری ابراهیم در سوگ برادر خودز پای اندر افتاد سرو جوان
  7. بخش ۷۶ - بردن حارث سر کودکان را در نزد ابن زیاد بد بنیادسبک تاخت زی پور مرجانه شاد
  8. بخش ۷۷ - کشته شدن حارث بد نهاد به فرمان ابن زیاد بد بنیادببر این جفا جوی راسوت دشت
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.