پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۷۵ - کشتن حارث محمد را و مویه گری ابراهیم در سوگ برادر خود

ز پای اندر افتاد سرو جوان

شدش برزمین ازگلو خون روان

بدو دیده ی عرش بگریست زار

شد ازماتم او نبی (ص) سوگوار

برادر بدو مویه اندرگرفت

سر بی تنش راز خون برگرفت

به لعل لبش سود یاقوت ناب

ز جزع تر انگیخت در خوشاب

همی گفت راز ای بلند اخترا

بریده سرا غرقه خون پیکرا

چه دیدی ازین دامگاه جهان

که ازدام زود گشتی چمان

تو رفتی و من ماندم ایدر به جای

گرفتار دژخیم ناپاک رای

مشو دل گران کاینک از پی دوان

روانم به سوی تو گردد روان

وزان پس به باد صبا راز گفت

که ای باد راز از تو نبود نهفت

زمن برهم اکنون بر یثرب پیام

بگو اینچنین با- دل افسرده مام

که ای مادر داغدیده بچم

یکی جانب کوفه با درد و غم

ببین نونهالان بستان خویش

دو رخشنده شمع شبستان خویش

یکی سر بریده به شمشیر کین

یکی مویه پرداز و اندوهگین

دریغا ز کوی تو گشتیم دور

به تن ناتوان و به دل نا صبور

ببردیم نادیده روی تو را

به دیگر جهان آرزوی تو را

نه یک تن که بر ما بپوشد کفن

نهان سازد اند دل خاک تن

دریغا که بی ما بسی روزگار

بیاید خزان و بیاید بهار

وزد بادها درجهان مشک بیز

شود در چمن ابرها اشک ریز

زمام جهان و زباب سپهر

بسی کودک آید همه خوب چهر

دریغا که آن دم زما درجهان

نبیند کسی هیچ نام و نشان

یکی ماد را مویه بنیاد کن

جوانی چو بینی زما یاد کن

چو بینی دو تن نوخط دلستان

خرامند با هم سوی بوستان

زگلگونه ی ما که از خون نگار

به یاد آر ای مادر داغدار

پدر نیست بر سر تو برما بموی

بزن چاک بر جامه بخراش روی

بگفت این و خون برادر به چهر

بمالید آن کودک از روی مهر

بگفتا بدین روی از خون نگار

روم نزد پیغمبر تاجدار

پس آنگاه از مویه دم درکشید

به قتلش بد اندیش خنجر کشید

سر نامدارش زتن دور کرد

جهان را پر از شیون و شور کرد

پس آنگه سر کودکان با شتاب

گرفت و بیفکند تنشان درآب

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۷۷ - کشته شدن حارث بد نهاد به فرمان ابن زیاد بد بنیادببر این جفا جوی راسوت دشت
  2. بخش ۷۸ - درشکایت از آلایش به رنگ هستی و خود پرستیتو ای قید هستی چه بندی مرا؟
  3. بخش ۷۹ - ورود امام علیه السلام به مکه ی معظمه زاده الله شرفاکنون راز بشنو ز شاه امم
  4. بخش ۸۰ - آمدن جناب محمد بن حنیفه به خدمت امام(ع)و منع کردنش ازسفر عراقهمان شب که اندر سحرگاه آن
  5. بخش ۸۱ - عزم رحیل فرمودن امام علیه السلام ازمکه ی معظمهسحر چون بدین بختی گرم ساز
  6. بخش ۸۲ - ذکر آمدن عبدا لله (ابن) عباس و عبدالله (ابن) زبیر و عبدالله (ابن) عمر به خدمت امام(ع)وزان پس نهاد ابن عباس گام
  7. بخش ۸۳ - حرکت فرمودن موکب همایون امام(ع)از مکه به طرف کوفه به روایت عبدالله بن سنانزعبدالله بن سنان این خبر
  8. بخش ۸۴ - تصرف نمودن امام علیه السلام درمنزل تنعیمبیامد یکی کاروان گشن
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.