پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱

دلم از وحشت تنهایی شب‌ها خون است

غمم از حسرتِ آن چهره روزافزون است

با تو شادم اگرم جای به دوزخ بدهند

بی‌تو در خُلد برین خاطر من محزون است

دل مجروح من از قطرهٔ خون بیش نبود

پس چرا دامنم از خون جگر جیحون است

بعد ازینم سر و کاری نبود هیچ به عقل

عاقل آن است که از عشق رخش مجنون است

مدتی رفت که از هجر تو بیمارم و تو

می‌نپرسی ز منِ خسته که حالت چون است

تو پریشان مگر آن زلف مسلسل کردی

که پریشانیِ آشفته‌دلان افزون است

به تماشای گلستان و گلم نیست نیاز

که کنار و برم از لخت جگر گلگون است

به درآی از دو جهان و به فراغت بنشین

عالم عشق ازین هر دو جهان بیرون است

نیست نسبت، قد موزون تو را هیچ به سرو

سرو موزون بود اما نه چنان موزون است

دل الهامی اگر گشته پریشان نه شگفت

همه دانند دل غمزده دیگرگون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳سیاهکارتر از من کسی به دوران نیست
  2. شمارهٔ ۴شب تنهایی ای دل هر که چون غم همدمی دارد
  3. شمارهٔ ۵از بتان یار مرا انباز می‌خواهی ندارد
  4. شمارهٔ ۶هرجای که رفتیم و به هرسو که دویدیم
  5. شمارهٔ ۷با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
  6. شمارهٔ ۸کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
  7. شمارهٔ ۹در عشق اگر راهبری داشته باشی
همه‌ی غزلیات ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.