پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴

شب تنهایی ای دل هر که چون غم همدمی دارد

چه غم او را که اندر خانهٔ دل محرمی دارد

به جز این زخم مردافکن که من اندر جگر دارم

هر آن زخمی که بینی در زمانه مرهمی دارد

خوش آن روزی که چون دیوانگان از سنگ اطفالم

به خون آلوده بر بینی که آن هم عالمی دارد

فشاندم تخم مهرت را به کشت سینهٔ محزون

چه غم از خشکسالی‌ها که چشمم شب نمی‌دارد

اگر لعل لبت نبود نگین جم چرا دایم

مسخّر ملک دل‌ها را به حکم خاتمی دارد

ندارد بیمی الهامی دگر از دوزخ هجران

که در خلد وصال تو روان خرّمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶هرجای که رفتیم و به هرسو که دویدیم
  2. شمارهٔ ۷با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
  3. شمارهٔ ۸کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
  4. شمارهٔ ۹در عشق اگر راهبری داشته باشی
همه‌ی غزلیات ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.