پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵

از بتان یار مرا انباز می‌خواهی ندارد

در جهان ماهی چو او طناز می‌خواهی ندارد

راز او را کرده‌ام پنهان من اندر پردهٔ دل

از زبانم گر خبر زان راز می‌خواهی ندارد

من نیاز آوردم او را او ز من بنمود روی

ساده می‌باشد بت من ناز می‌خواهی ندارد

ای دل مفتون مخور هرگز فریب چشم مستش

گر وفا از ترک تیرانداز می‌خواهی ندارد

آشنایی گفتمت ای دل مکن با مار زلفش

دوستی از عقرب اهواز می‌خواهی ندارد

تو نه ای محرم ز الهامی مجوی اسرار او را

از سر ببریده گر آواز می‌خواهی ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
  2. شمارهٔ ۸کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
  3. شمارهٔ ۹در عشق اگر راهبری داشته باشی
همه‌ی غزلیات ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.