پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷

با کاروان عشق تو چون همسفر شدم

پای هوا شکستم و ره را به سر شدم

بر کهربا ز جزع نشاندم عقیق ناب

چو لعل ز عشق تو خونین جگر شدم

دادم چو دل به ابرو [و] چشم سیاه تو

تیغ جفا و تیر بلا را سپر شدم

بستم نظر ز ملک دو عالم به مسکنت

تا خاک راه مردم صاحب نظر شدم

در لوح سینه نقش غمت را نگاشتم

از سوز عشق و راز محبت خبر شدم

از بس که تیر غم به دلم جا گرفته است

سر تا قدم چو مرغ همه بال و پر شدم

این قسمتم ز خوان محبت نصیب شد

الهامی ار به رندی و مستی سمر شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹در عشق اگر راهبری داشته باشی
همه‌ی غزلیات ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.